تبليغاتX
۩۞۩ این نیز بگذرد ۩۞۩
ای دل غم جهان مخور این نیز بگذرد ، دنیا چو هست بر گذر این نیز بگذرد
http://errooortm.com/group/img/up/1257327932.jpg

ما امروز خانه های بزرگتر اما خانواده های كوچكتر داریم ؛ راحتی بیشتر اما زمان كمتر
مدارك تحصیلی بالاتر اما درك عمومی پایین تر ؛ آگاهی بیشتر اما قدرت تشخیص كمتر داریم .
متخصصان بیشتر اما مشكلات نیز بیشتر ؛ داروهای بیشتر اما سلامتی كمتر
بدون ملاحظه ایام را میگذرانیم خیلی كم میخندیم ،خیلی تند رانندگی میكنیم، خیلی زود عصبانی میشویم ، تا دیربیدار میمانیم ، خیلی خسته از خواب بر میخیزیم، خیلی كم مطالعه میكنیم،اغلب اوقات تلویزیون نگاه میكنیم وخیلی بندرت دعا میكنیم.
چندین برابر مایملك داریم اما ارزشهایمان كمترشده است .خیلی زیاد صحبت میكنیم ، به اندازه كافی دوست نمیداریم وخیلی زیاد دروغ میگوییم.
زندگی ساختن را یاد گرفته ایم اما نه زندگی كردن را ؛ تنها به زندگی سالهای عمر را افزوده ایم ونه زندگی را به سالهای عمرمان
ما ساختمانهای بلندتر داریم اما طبع كوتاهتر ، بزرگراه های پهن تر اما دیدگاههای باریكتر
بیشتر خرج میكنیم اما كمتر داریم ، بیشتر خرج میكنیم اما كمتر لذت میبریم .
ما تا ماه رفته وبرگشته ایم اما قادر نیستیم برای ملاقات همسایه جدیدمان از یك سوی خیابان به آن سو برویم .
بیشتر مینویسیم اما كمتر یاد میگیریم ، بیشتر برنامه میریزیم اما كمتر به انجام میرسانیم.
عجله كردن را آموخته ایم ونه صبر كردن ، درآمد های بالاتری داریم اما اصول اخلاقی پایین تر

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت   توسط هاجر سادات  | 

به این تست شك نكنید. این آخرین و استانداردترین تست شخصیت شناسى است كه این روزها در اروپا بین روانشناسان در جریان استپاسخهایش هم اصلاً كار دشوارى نیست. كافى است كمى به خودتان رجوع كنید. یك كاغذ و قلم هم كنار دستتان باشد و جوابی را که انتخاب می کنید یادداشت کنید كه بتوانید امتیازهایى كه گرفته اید جمع بزنید. حاضرید؟ پس شروع كنید:
شك نكنید: شخصیت خود را محک بزنید

1) چه موقع از روز بهترین و آرام ترین احساس را دارید؟

الف _ صبح،
ب- عصر و غروب،
ج _ شب

۲) معمولاً چگونه راه مى روید؟

الف _ نسبتاً سریع، با قدم هاى بلند،
ب- نسبتاً سریع، با قدمهاى كوتاه ولى تند و پشت سر هم،
ج _ آهسته تر، با سرى صاف روبرو،
د _ آهسته و سربه زیر، ه- - خیلى آهسته

۳) وقتى با دیگران صحبت مى كنید؛

الف _ مى ایستید و دست به سینه حرف مى زنید،
ب- دستها را در هم قلاب مى كنید،
ج _ یك یا هر دو دست را در پهلو مى گذارید،
د _ دست به شخصى كه با او صحبت مى كنید، مى زنید،
و ه-_ با گوش خود بازى مى كنید، به چانه تان دست مى زنید یا موهایتان را صاف مىكنید

۴) وقتى آرام هستید، چگونه مى نشینید؟

الف _ زانوها خم و پاها تقریباً كنار هم،
ب- چهارزانو،
ج _ پاى صاف و دراز به بیرون،
د _ یك پا زیر دیگرى خم

۵) وقتى چیزى واقعاً براى شما جالب است، چگونه واكنش نشان مى دهید؟

الف _ خنده اى بلند كه نشان دهد چقدر موضوع جالب بوده،
ب _ خنده، اما نه بلند،
ج _ با پوزخند كوچك،
د _ لبخند بزرگ،
ه_ لبخند كوچك

۶) وقتى وارد یك میهمانى یا جمع مى شوید؛

الف _ با صداى بلند سلام و حركتى كه همه متوجه شما شوند، وارد مى شوید
ب _ با صداى آرامتر سلام مى كنید و سریع به دنبال شخصى كه مى شناسید، مى گردید
ج _ در حد امكان آرام وارد مى شوید، سعى مى كنید به نظر سایرین نیایید

۷) سخت مشغول كارى هستید، بر آن تمركز دارید، اما ناگهان دلیلى یا شخصى آن را قطع مى كند؛

الف _ از وقفه ایجاد شده راضى هستید و از آن استقبال مى كنید
ب _ بسختى ناراحت مى شوید
ج _ حالتى بینابین این ۲ حالت ایجاد مى شود

۸) كدامیك از مجموعه رنگ هاى زیر را بیشتر دوست دارید؟

الف- قرمز یا نارنجى
ب- سیاه
ج- زرد یا آبى كمرنگ
د- سبز
ه- آبى تیره یا ارغوانى
و- سفید
ز- قهوه اى، خاكسترى، بنفش

۹) وقتى در رختخواب هستید (در شب) در آخرین لحظات پیش از خواب، در چه حالتى دراز مى كشید؟

الف- به پشت
ب- روى شكم (دمر)
ج- به پهلو و كمى خم و دایره اى
د- سر بر روى یك دست
ه- سر زیر پتو یا ملافه...

۱۰) آیا شما غالباً خواب مى بینید كه:

الف- از جایى مى افتید.
ب- مشغول جنگ و دعوا هستید.
ج- به دنبال كسى یا چیزى هستید.
د- پرواز مى كنید یا در آب غوطه ورید.
ه- اصلاً خواب نمى بینید.
و- معمولاً خواب هاى خوش مى بینید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت   توسط هاجر سادات  | 

 

آن گاه كه درهاى آسمان گشوده شد و پرتوى از نور درخشان امامت بر زمين تابيد، مژده اى شادي بخش، دلهاى زمينيان را فراگرفت وتاريكناى سلطه گرى وهواپرستى، با زايش رهبرى ربّانى به رسوايى افتاد.
يازدهم ذى القعده سال 148 هجرى كه امام رئوف ما زاده شد، وعلى بن موسى الرضا عليه السلام به عنوان سرچشمه اى از نيكى ومهربانى وهدايت رخ نمود و پناهگاهى پديد آمد كه خدا پرستان را در خود گرد آورد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت   توسط هاجر سادات  | 

چند سالی میگذشت که دایره آبی قطعه گمشده خود را پیدا کرده بود. اکنون صاحب فرزند هم شده بود، یک دایره آبی کوچک با یک شیار کوچک.

 

زمان میگذشت و دایره آبی کوچک، بزرگ میشد. هر چقدر که دایره بزرگ تر میشد شعاع آن هم بیشتر میشد و مساحت شیار که دیگر اکنون تبدیل به یک فضای خالی شده بود نیز بیشتر.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت   توسط هاجر سادات  | 

از خدا پرسيدم:خدايا چطور مي توان بهتر زندگي کرد؟

خدا جواب داد :گذشته ات را بدون هيچ تاسفي بپذير،
با اعتماد زمان حالت را بگذران و بدون ترس براي آينده آماده شو.
ايمان را نگهدار و ترس را به گوشه اي انداز .
شک هايت را باور نکن و هيچگاه به باورهايت شک نکن.
زندگي شگفت انگيز است فقط اگربدانيد که چطور زندگي کنيد .

مهم اين نيست که قشنگ باشي ، قشنگ اين است که مهم باشي! حتي براي يک نفر .
مهم نيست شير باشي يا آهو مهم اين است با تمام توان شروع به دويدن کني .
كوچك باش و عاشق.. كه عشق مي داند آئين بزرگ كردنت را .


بگذارعشق خاصيت تو باشد نه رابطه خاص تو باکسي .

موفقيت پيش رفتن است نه به نقطه ي پايان رسيدن .

فرقى نمي كند گودال آب كوچكى باشى يا درياى بيكران... زلال كه باشى، آسمان در توست.

"نلسون ماندلا "

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت   توسط هاجر سادات  | 

عكس بامزه
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت   توسط هاجر سادات  | 

امشب غریب‎آباد دل سیه‏پوش عزای توست. امشب بر گلوی آسمان بغضی سخت بر جای مانده، امشب ابرها صیحه می‏زنند، زمین بر خود می‏لرزد و ضجه‏هایی غریب، بنیان مدینه را از هم می‏پاشد. مدینه در تب غم می‏سوزد، آه سردی بر چهره شهر نقش بسته است، مردی از کنخ خانه‏ای ساده چشم از جهان فرو می‏بندد.

گویی امواج خروشان علم در ساحل ابدیت آرمیده است، گویی عشق با تمام وسعتش در دل خاک جای گرفته است. همه جا سخن از اوست، نامش به صداقت آسمان می‏ماند، مدینه روزهای با او بودن را خوب به یاد دارد، لطافت روحش مدینه را بهشتی می‏کرد، و سوز مناجاتش به خاک بها می‏داد. کرسی درسش اندیشه‏ها را بارور، عقل‏ها را متحیر و دل‏ها را مبهوت می‏کرد.

او از سلاله "لو کشف الغطا" است. می‏دانی از چه کسی می‏گویم و در ماتم که می‏سوزم، هم او که نامش بر سردرِ ابواب جنت نوشته شده است. مردی که به نور او بهشت را آفریدند آسمان برای او می‏بارد، و زمین برای او می‏بالد و گل‏ها برای او می‏خندند.

نامش جعفر است و لقبش صادق، که به صدقش ملائک گواه بودند. او کوثری بود که هر که از زلال حکمتش نوشید؛ حکیم شد و هر که بر کرانه عرفاتش قدم نهاد، مجنون شد، خطیبان، به بیان او خطبه‏خوان شدند؛ هم او که به فرداها روشنی داد، و انسان‏ها را از جهل رهانید، امشب در سکوت شب، بر صادق آل محمد(صلی‏الله‏علیه ‏و ‏آله)‏ می‏گریم و بر غربت او اشک می‏ریزم. امشب تا سپیده‏دمان، هق هق گریه‏ام و فریادم را با پیک اشک و عشق به بقیع خواهم رساند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت   توسط هاجر سادات  | 

بی وضو در کوچه لیلا نشست
عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود
سجده ای زد بر لب درگاه او
پر زلیلا شد دل پر آه او
گفت یا رب از چه خوارم کرده ای
بر صلیب عشق دارم کرده ای
جام لیلا را به دستم داده ای
وندر این بازی شکستم داده ای
نشتر عشقش به جانم می زنی
دردم از لیلاست آنم می زنی
خسته ام زین عشق، دل خونم مکن
من که مجنونم تو مجنونم مکن
مرد این بازیچه دیگر نیستم
این تو و لیلای تو ... من نیستم


گفت: ای دیوانه لیلایت منم
در رگ پیدا و پنهانت منم
سال ها با جور لیلا ساختی
من کنارت بودم و نشناختی
عشق لیلا در دلت انداختم
صد قمار عشق یک جا باختم
کردمت آوارهء صحرا نشد
گفتم عاقل می شوی اما نشد
سوختم در حسرت یک یا ربت
غیر لیلا برنیامد از لبت
روز و شب او را صدا کردی ولی
دیدم امشب با منی گفتم بلی
مطمئن بودم به من سرمیزنی
در حریم خانه ام در میزنی
حال این لیلا که خوارت کرده بود
درس عشقش بیقرارت کرده بود
مرد راهم باش تا شاهت کنم
صد چو لیلا کشته در راهت کنم

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت   توسط هاجر سادات  | 

سلام .میخوام توی این پست از اولین روز تدریسم بگم. یکشنبه ودوشنبه این هفته. منتها میخوام این پست رمزدار باشه. چون تا حالا پست رمز دارا امتحان نکردم و خوب نیس آدم از امکاناتی که داره استفاده نکنه برای دیدن کل مطلب بزنید روی ادامه مطلب و رمز را وارد کنید. هر کسی نمیتونه مطلبو بخونه آخ جون  چه خوبه رمز را وارد کنید ببینید توی ادامه مطلب نوشته خیت به هر کی دلم بخواد رمزشو میدم نگران نباشید. فعلا واسه پست قبلی که جدیدم هست نظر بدید تا ببینیم با این رمزه چه میشه کرد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت   توسط هاجر سادات  | 

The best cosmetic for lips is truth

زیباترین آرایش برای لبان شما راستگویی

for voice is prayer

برای صدای شما دعا به درگاه خداوند

for eyes is pity

برای چشمان شما رحم و شفقت

for hands is charity

برای دستان شما بخشش

for heart is love

برای قلب شما عشق

and for life is friendship

و برای زندگی شما دوستی هاست

..............

 هیچ کس نمیتونه به عقب برگرده و همه چیز را از نو شروع کنه
ولی هر کسی میتونه از همین حالا عاقبت خوب و جدیدی را برای خودش رقم بزنه
خداوند هیچ تضمین و قولی مبنی بر این که حتما روزهای ما بدون غم بگذره
خنده باشه بدون هیچ غصه ای، یا خورشید باشه بدون هیچ بارونی، نداده
ولی یه قول رو به ما داده که اگه استقامت داشته باشیم در مقابل مشکلات،
تحمل سختی ها رو برامون آسون میکنه
و چراغ راهمون میشه

نا امیدی ها مثل دست اندازهای یک جاده میمونن
ممکنه باعث کم شدن سرعتت در زندگی بشن
ولی در عوض بعدش از یه جاده صاف و بدون دست انداز بیشتر لذت خواهی برد
بنابر این روی دست اندازها و ناهمواریها خیلی توقف نکن
به راهت ادامه بده
وقتی احساس شکست میکنی که نتونستی به اون چیزی که می خواستی برسی
ناراحت نشو
حتما خداوند صلاح تو رو در این دونسته و برات آینده بهتری رو رقم زده
وقتی یه اتفاق خوب یا بد برات میافته همیشه
دنبال این باش که این چه معنی و حکمتی درش نهفته هست
برای هر اتفاق زندگی دلیلی وجود دارد
که به تو میآموزد که چگونه بیشتر شاد زندگی کنی و کمتر غصه بخوری

تو نمیتونی کسی رو مجبور کنی که تو رو دوست داشته باشه
تمام اون کاری که میتونی انجام بدی
اینه که تبدیل به آدمی بشی که لایق دوست داشتن هست
و عاقبت کسی پیدا خواهد شد که قدر تو رو بدونه
بهتره که غرورت رو به خاطر کسی که دوست داری از دست بدی تا این که
کسی رو که دوست داری به خاطر غرورت از دست بدی
ما معمولا زمان زیادی رو صرف پیدا کردن آدم مناسبی برای دوست داشتن
یا پیدا کردن عیب و ایراد کسی که قبلا دوستش داشتیم میکنیم
باید به جای این کار
در عشقی که داریم ابراز میکنیم کامل باشیم
هیچوقت یه دوست قدیمیت رو ترک نکن
چون هیچ زمانی کسی جای اون رو نخواهد گرفت
وقتی مردم پشت سرت حرف میزنن چه مفهومی داره ؟
خیلی ساده ! یعنی این که تو دو قدم از اون ها جلوتری
پس، در زندگی راهت رو ادامه بده

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت   توسط هاجر سادات  |