سلام
.
میخوام با وبلاگم توی این پست خداحافظی کنم نه اینکه دیگه دوسش نداشته باشم نه! دیماه که بیاد سه سالش تموم میشه میره توی ۴ سال. خلاصه و گذری خاطرات سه سال از زندگیما توش نوشتم. واسم باارزشه. به یاد اون روزا می افتم. به یاد اتفاقاتی که تجربه کردم. به یاد آرزوهام، افکارم، شادیهام، دلواپسیهام، علاقه هام .......... اینها چیزهایی هستند که تکراری نمیشند همیشه واست جذابند هر روز اتفاقات مختلفی میافته و زندگی را یه جور دیگه حس میکنی... اینا را میگم که این وبلاگمم بدونه دوسش دارم
! میگند علاقه تونا ابراز کنید ضرر نمیکنید منم دارم بهش ابراز علاقه میکنم! منتها دیگه نمیخوام اینجا یادداشتی بزارم. میدونم دلم براش تنگ میشه ولی هاجر تجربه خداحافظی با علایقشو داره! شاید واسش سخت باشه ولی به خودش میگه تو میتونی ترک کنی! دوس داشته باش ولی دل نبند.
میدونم که نوشتنا دوس دارم ولی اگه قرار باشه باز بنویسم که احتمالشم هست توی یه وبلاگ دیگه مینویسم و جز خاطرات زندگیم و حرفای دلم و افکار توی سرم،هیچ پست دیگه ای توش نمیزارم. میشه توی همین وبلاگم بنویسم منتها الان روزای زندگیم یه جوره دیگه میگذره. محیط بانک جوریه که با آدمای مختلفی آشنا میشی، دوس دارم از خاطرات بانک هم بگم ولی نمیخوام کسی منا بشناسه! واسه همین ترجیح میدم توی یه وبلاگ دیگه شروع به نوشتن کنم.
خلاصه که از همه عزیزانی که لطف کردند توی این همه مدت توی وبلاگم نظر دادند و منا خوشحال کردند ممنونم. میگند خانما با گذشته زندگی میکنند منم گذشته و محبتتونا فراموش نمیکنم. یادم نمیره که یه روزگاری منتظر نظراتون بودم، با دیدن نظراتتون خوشحال میشدم و از ندیدنش ناراحت! یادم نمیره. میتونستم بدون اینکه این حرفا را بزنم دیگه هیچوقت توی وبلاگم پستی نزارم ولی به نظرم خداحافظی یه جور احترام گذاشتنه. خداحافظی میکنم که بدونید واسم محترم بودید و هستید. هیچوقت از اینکه یکی همینجوری بزاره بره خوشم نمی اومد به نظرم حتی اگه خداحافظی سختم باشه ولی باید جرات داشت و خداحافظی کرد که فرد مقابل بدونه واست باارزش بوده اگه وقتی واست گذاشته توحالیت بوده، حالیمه! ممنونم.... برای همه تون آرزوی سلامتی و خوشبختی دارم. اگه یه موقع حرفی زدم که ناراحت شدید منا حلال کنید. دوستتون دارم! در پناه خدا زندگی خوبی داشته باشید .
خداحافظ
(خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رویاها، بدونی بی تو و با تو همینه رسم این دنیا)![]()

از غم خبری نبود اگر عشق نبود
دل بود ولی چه سود اگر عشق نبود؟
بی رنگتر از نقطه ی موهومی بود
این دایره ی کبود اگر عشق نبود
از آینه ها غبار خاموشی را
عکس چه کسی زدود اگر عشق نبود؟
در سینه ی هر سنگ دلی در تپش است
از این همه دل چه سود اگر عشق نبود؟
بی عشق دلم جز گرهی کور چه بود؟
دل چشم نمی گشود اگر عشق نبود
از دست تو در این همه سرگردانی
تکلیف دلم چه بود اگر عشق نبود؟
قیصر امین پور
واقعا واسه خدا کاری نداره که توی یه لحظه کل دنیا را زیر و رو کنه. بیخود نیس میگند قیامت خیلی وحشتناکه. ما دلمونا به چی خوش کردیم؟
یه جا جمله قشنگی خوندم :" حتی اگر مرگ را فراموش کنید مرگ شما را فراموش نمیکند "

امروز روز جالب کاری برای من و همکارام و رییس و معاون بود.
حس خوبی به اینجا دارم تا جای قبلی
. یه باجه ها مخصوصه منه
. امروز وسایلمو توی کمدم چیدم....
امیدوارم توی کارم مسلط و ماهر شم خلاصه که کارمند خوبی بشم ... خدیا شکرت![]()
![]()

سلام. باز ۲۸ آبان شد و به روایتی تولدمه، حرف خاصی ندارم جز اینکه:
خدایا شکرت. خدایا کمکم کن انسان خوبی باشم....

منم سرگشته حیرانت ای دوست
کنم یکباره جان قربانت ای دوست
تنی نا ساز از شوق وصل کویت
دهم سر بر سر پیمانت ای دوست
دلی دارم در آتش خانه کرده
میان شعله ها کاشانه کرده
دلی دارم که از شوق وصالت
وجودم را زغم ویرانه کرده
من آن آواره بشکسته حالم
زهجرانت بُتا رو به زوالم
منم آن مرغ سرگردان و تنها
پریشان گشته شد یکباره حالم
زِهَر سر بر سر سجاده کردم
دعایی بهر آن دلداده کردم
زحسرت ساغر چشمانم ای دوست
زبان از یکسره از باده کردم
دلا تا کی اسیر یاد یاری؟
زهجر یار تا کی داغ داری؟
بگو تا کی زشوق روی لیلی
تو مجنون پریشان روزگاری؟
پریشانم، پریشان روزگارم
من آن سرگشته ی هجر نگارم
کنون عمریست با امید وصلت
درون سینه آسایش ندارم
زهجرت روز و شب فریاد دارم
زبیدادت دلی ناشاد دارم
درون کوهسار سینه خود
هزاران کشته چون فرهاد دارم
چرا ای نازنینم بی وفایی؟
دمادم با دل من در جفایی
چرا آشفته کردی روزگارم
عزیزم دارد این دل هم خدایی
موسیقی با متن شعر فوق جهت دانلود
سلام. راستش احساس میکنم یه مدتیه از خدا دور شدم باهاش راحت حرف نزدم. خدا خدا نکردم، یادمه قبلنا خیلی راحت توی وبلاگم باهاش حرف میزدم. دلم واسه اون حرف زدنا تنگ شده، دلم واسه خدا تنگ شده... خدا جونی من همون هاجرما، عوض نشدما، من همیشه بهت نیاز دارم، همیشه به حرف زدن و مناجات با تو نیاز دارم............. واسه همین توی این پست مناجاتی که سمت چپ وبلاگمه و خیلی دوسش دارم را میزارم.
خدایا، مرا ببخش اگر شعرهایم به عشق تو سروده نشد ، مرا ببخش اگر برای خودم خوشحالی کردم بی آن که به مرغ عشق های زخمی دانه بدهم.از تو مهربان تر کسی را نمی شناسم تا روشنایی هر تیرگی ام باشد. وقتی چتر رحمتت را برای باران گناهانم گشودی ، چقدر شرمگین شدم که تو را فراموش کرده بودم.
خدایا ! از خودم گله دارم. دعاهایم ، نیازهایم ، همه چیز ، خیلی زود از خاطرم می روند ، نمی دانم چرا یادم نمی ماند آنچه امروز در دستم است ، دعای دیروزم بود.چرا از خاطرم می رود زندگی ام دائم در حال تغییر است و اگر داشته هایم را شکر نکنم ، ممکن است فردا در دستم نباشند. پروردگارا ! تو یاری ام کن اینقدر فراموشکار نباشم و به چشم بر هم زدنی زبان به گلایه نداشتن ها نگشایم و کمی شاکرتر باشم.



سلام.
بلاخره دوره آموزشی ما هم تموم شد و برگشتیم به وطن خودمون جاتون خالی خیلی خوش گذشت دوستان و همکارای جدیدی پیدا کردم. از شنبه شروع به کار کردم راسش دیگه مثل قبل وقت آزاد ندارم. که بیام اینجا و پستای جدید بگذارم نمیدونم شایدم در روزهای آینده که به شرایط عادت کردم اوضاع فرق کنه. خاطرات خیلی خوبی از تهران دارم دوستان خوبی پیدا کردم و فعلا به قول استاد قدیری" همه چی آرومه من چقدر خوشحالم". ولی راسش وقت و حالشو ندارم اینجا بنویسم کامپیوترمونم نمیدونم چه مرگیشه که قاطی داره نمیدونم این دفعه چند تومن توی گلوش گیر کرده ... فقط به یاد آهنگ سکوت قلبم که توی این یکماه صبح، ظهر، شب توی رستوران پخش میشد و هرجای تهرانم رفتیم بلاخره صدای آهنگ به گوش میرسید! متن شعرشو توی وبلاگم میزارم
ممنونم که توی این مدت توی وبلاگم نظر دادید و خوشحالم کردید و شرمنده که جواب ندادم
خوش و سلامت باشید
متن شعر سکوت
روزای سخته نبودن با تو، خلا امید و تجربه کردم
داغ دلم که بی تو تازه می شد، هم نفسم شد سایه ی سردم
تورو می دیدم از اون ور ابر ها، که می خوای سر سری از من رد شی
آسمون و بی تو خط خطی کردم، چه جوری می تونی اینقده بد شی
سکوت قلبت و بشکن و برگرد، نزار این فاصله بیشتر از این شه
نمی خوام مثل گذشته که رفتی، دوباره آخر قصه همین شه
روزای سخته نبودن با تو، دور نبودنت و خط کشیدم
تازه میفهمم اشتباهم این بود، چهره ی عشقم و اشتباه کشیدم
عشق تو دار و نداره دلم بود، اومدی دار و ندارم و بردی
بیا سکوتت و بشکن و برگرد، که هنوزم تو دل من نمردی
|
سلام به همه افرادی که توی وبلاگم نظر میدند و واسم یادداشت گذاشتند که چه اتفاقی واسم افتاده که دیر آپ میکنم ...
اتفاق اینه که توی مصاحبه بانک قبول شدم واسه مصاحبه دو بار تهران رفتم که یکبار همراه خونواده بودم و بیشتریه سفر زیارتی بود تا کاری، آخه مرقد امام، حرم شاه عبدالعظیم، حرم حضرت معصومه و جمکران رفتیم. خوش گذشت البته یه علت خوش گذشتنم وجود امید و مادرش بود که نتونستم خاطرش را توی وبلاگم یاداشت کنم
. دیگه از وقتی اومدم خونه دنبال کارهای استخدام بانک بودم. گرفتن تعهد نامه، گواهی عدم سوء پیشینه، گواهی صحت و سلامتی ... تمام اینکارا کلی دوندگی داره هر روز با بابام بیرون خونه ایم به خاطر کارهام. واقعا از بابام ممنونم به خاطر توجه و کمکی که بهم میکنه![]()

سراپا اگر زرد و پژمرده ایم
ولی دل به پاییز نسپرده ایم
چو گلدان خالی لب پنجره
پر از خاطرات ترک خورده ایم
اگر داغ دل بود ما دیده ایم
اگر خون دل بود ما خورده ایم
اگر دل دلیل است آورده ایم
اگر داغ شرط است ما برده ایم
اگر دشنه ی دشمنان گردنیم!
اگر خنجر دوستان گرده ایم!
دلی سربلند و سری سر به زیر
ازاین دست عمری به سر برده ایم
قیصر امین پور

شاید دلیل خلقت آدم تویی؛ چرا که همه راه ها به تو ختم می شوند. حتم دارم جاده ها سر به پای تو گذاشته اند تا به مقصد برسند، تو آمده ای تا ازل را با ابد پیوند بزنی و غم ها را به لبخند مبدل کنی. سرنوشت ها را تو ختم به خیر خواهی کرد و همه دست ها را به دوستی خواهی رساند....
" یا ابا صالح، التماس دعا "
سلام. نمیدونم اهل تلویزیون هستید یا نه. به هرحال هر شب سریال فاصله ها پخش میشه. متن آهنگی که آخر فیلم با خوانندگی علی لهراسبی، پخش میشه را توی این پست میزارم. میتونید آهنگشو از اینترنت دانلود کنید.
اگه فاصلـــه افتاده، اگه من با خودم سردم
تو کاری با دلم کردی، که فکــرشم نمی کردم
چه آسون دل بریدی، از دلــی که پای تو گیــره
که از این بدترم باشی، واسه تو نفسـش میره
نمی ترسم اگه گاهــی دعــامون بــی اثــر می شه
همیـشـه لحظۀ آخـــر خـــدا نزدیکتر می شه
تو رو دستِ خودش دادم، که از حـالم خبــر داره
که حـتـی از تو چشماشـو یه لحظه برنمی داره
تو امـید مـنی امـا، داری از دسـت مـن مـیری
با دسـتهای خودت داری، هـمه هسـتیمو میگیری
دعـا کردم تو روبـازم، با چـشمی که نـخوابـیده
مگه مـیذاره دلتـنگی، مـگه گـریه امـون مـیده
مریـضـم کـرده تنـهایی، ببـین حـالم پریـشونه
من اونقدر اشـک مـیریزم، کـه برگردی به این خـونه
حسـابش رفته از دسـتم، شبـایی رو کـه بـیدارم
شـاید از گـریه خوابـم بـرد، درهـارو باز مـیذارم

حسين سلطان عشق، عباس ساقي عشق، زينب شاهد عشق و سجاد راوي عشق.
کاروان عشق در راه است و خود “عشق” نيمه شعبان خواهد آمد…

سلام. جام جهانی فوتبال با قهرمانی اسپانیا هم تموم شد و رفت تا سال ۲۰۱۴. راسش دلم نیومد در موردش هیچ حرفی نزنم مخصوصا اون هشت پاش با پیش بینی های درستش! که جامی شبیه جام طلا را دریافت کرد. البته میگند طبیعت چشم هشتپا طوری است که به رنگهای زرد و قرمز حساس است، واسه همین پیش بینی هاش به این صورت بود. ولی جالبه همه آدما دلشون میخواد از آینده باخبر باشند و یه جورایی اعتقاد دارند آینده تا حدی قابل پیش بینیه یا اینکه این اتفاقات قبلا رخ داده و میخواند ازش باخبر شند. اگه دسترسی به این هشت پا داشتید دوست داشتید چی واستون پیش بینی کنه؟![]()
.jpg)
مبعث، روز بیداری عاطفه هایی است که در خواب عظیم غفلت انسانیت، آرمیده بودند. روز شکوفایی ارزش هایی است که قرن ها در خاک تیره جهل،مدفون می شد. روز برانگیختن خردهایی است که در کابوس دهشت ناک هوس پرستی ها، خرافه گرایی ها و جهل پیشگی ها، پریشان گشته بود.
آن هنگام که پیامبر آخرین در بیست و هفتمین روز رجب، به نجات انسان ها شتافت، گل های عاطفه از سرزمین دل ها رویید، بذر ارزش ها در دشت تفتیده جان ها پاشیده شد و خِردهای خفته، با بانگ بیدارباش محمّد، طلوعی تازه گرفت.